خشونت خانگی

وقتی از همسرآزاری می‌گوییم، از چه حرف می‌زنیم؟

قسمت دوم

 

در قسمت نخست این نوشتار به تعریف همسرآزاری و چرخه آن پرداختیم و در این قسمت می‌خواهیم از باورهای غلط اجتماعی در مورد همسرآزاری، پیامدهای همسرآزاری و نیز راه‌هایی که قربانی خشونت برای محافظت از خود می‌تواند به کار گیرد، بگوییم.

 باورهای فرهنگی غلط فراوانی در هر جامعه وجود دارد که راه دریافت اطلاعات دقیق درباره همسرآزاری و نیز مداخلات مؤثر در این زمینه را سد می‌کنند. مانند این باور که همسرآزاری ناشی از دست دادن کنترل رفتار است، در حالی که فرد ضارب معمولاً در شرایطی که خشونت خطری را متوجه او کند، دست به خشونت نمی‌زند. پس چنین خشونتی حاصل از دست دادن کنترل نیست.

یا این باور که همسرآزاری فقط مختص طبقه اقتصادی‌ـ‌اجتماعی پایین است، در حالی که همسرآزاران در تمامی طبقات اجتماعی، مذاهب، فرهنگ‌ها، نژادها، مشاغل، سنین و سطوح درآمدی دیده می‌شوند.

بسیاری از مردم فکر می‌کنند همسرآزاری جسمانی حداکثر به یک هل دادن، مشت یا سیلی ختم می‌شود و صدمه جدی نمی‌زند، در حالی که صدمات گزارش‌شده از بخش‌های اورژانس عبارت بوده‌اند از بریدگی، کوفتگی، شکستگی استخوان، صدمات داخلی، جراحات ناشی از چاقو یا اسلحه‌ی گرم و بیهوشی ناشی از ضربه. این صدمات در بسیاری موارد مرگبار بوده‌اند.

برخی از افراد تصور می‌کنند همه همسرآزاران بیمار روانی‌اند و هیچ درمانی عادات خشن آن‌ها را تغییر نمی‌دهد. در حالی که همسرآزاری معمولاً ناشی از بیماری روانی نیست ولی حتا اگر این طور باشد، خشونتی که به دلیل بیماری روانی ایجاد می‌شود، قابل درمان است.

این باور فرهنگی غلط هم در بعضی افراد وجود دارد که همسرآزاری بهتر است مخفی بماند، در حالی که پنهان‌کاری در خشونت خانگی نتیجه‌ای جز ادامه خشونت ندارد.

و مهم‌تر از همه، عده‌ای بر این باورند که اسلام دست مرد را برای کتک زدن همسرش باز گذاشته است. بسیاری از ترویج‌کنندگان این باور غلط، به آیه ۳۴ سوره نساء درباره نشوز زن استناد می‌کنند که حکم زدن در آن داده شده است. نشوز به معنای نوعی نافرمانی و سرکشی است، ولی از آنجا که شرع وظیفه‌ای بر دوش زن قرار نداده، نافرمانی و ترتیب اثر ندادن به گفتار شوهر مستلزم نشوز نیست. ترتیب اثر ندادن به خواهش جنسی مرد یا عدم تمکین همان جایی است که نشوز تحقق می‌یابد، اما از لحاظ شرعی عدم تمکین جنسی را به طور مطلق و بدون توجه به علت آن نشوز نمی‌گویند. از آنجایی که مرد قادر به تشخیص علت خودداری همسرش از رابطه جنسی نیست پس مجاز به تنبیه نیز نخواهد بود.

همسرآزاری می‌تواند همه اعضای خانواده را دچار مشکلات جدی کند.  قربانی ممکن است علایم افسردگی (مانند احساس بی‌ارزشی و ناامیدی، کاهش اعتماد به نفس)،علایم اضطرابی (ترس از فضای بسته یا گذرهراسی، حمله پانیک، اختلال استرس پس از سانحه)، رفتارهای آسیب‌زننده به خود (اقدام به خودکشی)،  گرایش به سوءمصرف مواد یا داروها، مشکل در روابط اجتماعی، دوست‌یابی و اعتماد به دیگران و شکل‌گیری رفتارهای انفعالی‌‌پرخاشگرانه (احساس اجبار برای خشنود کردن دیگران، تسلیم و پرهیز از هرگونه مقابله، عدم بیان خواسته‌ها و نیازهای خود) را تجربه کند. فرزندان خانواده پرخشونت در معرض ترس، استرس، بی‌خوابی، شب‌ادراری، اختلالات انطباقی و اضطرابی، نقص‌های شناختی و عاطفی، مشکلات تحصیلی، کمبودهای اجتماعی و رفتارهای تهاجمی هستند.

افراد در معرض خشونت نباید خشونت را عادی تلقی کنند و با پنهان ساختن آن در پروار شدنش سهیم شوند. ولی در انتخاب فرد معتمد باید دقت کنند و بسته به امکانات موجود از فرزندان مستقل خانواده، اقوام، دوستان، همسایگان، معتمدین، روحانیون محل که مورد احترام و اعتماد طرفین هستند، خط تلفنی صدای مشاور سازمان بهزیستی کشور (۱۲۳ و ۱۴۳)، خط مشاوره قوه قضاییه (۱۲۹)، خط مشاوره نیروی انتظامی (۱۱۰)، مشاوره تلفنی با روانپزشکان و روانشناسان و مشاوران خانواده مراکز مشاوره دولتی و خصوصی مورد اعتماد که معتمد و کارا بودن آنان به اثبات رسیده باشد، کمک بگیرند.

کسانی که در معرض خشونت جسمانی قرار دارند، بهتر است یک طرح ایمنی در خانه برای خود طراحی کنند. طراحی باید برای هر فرد به طور اختصاصی بر اساس محل و سبک زندگی، فرهنگ منطقه، سن قربانی، تعداد و سن فرزندان و منابع حمایتی موجود انجام شود. طرح ایمنی شامل موارد زیر است:

  • حتی‌الامکان از بحث و جدل با خشونت‌کننده دوری کنند به ویژه در مکان‌هایی مثل آشپزخانه که ابزار بالقوه خشونت مثل چاقو و غیره در دسترسند.
  • در صورت بروز مشاجره به اتاقی بروند که حتی‌الامکان در یا پنجره‌ای برای فرار دارد و یا درش از داخل قفل شود تا بتوانند خشونت کننده را پشت در بگذارند و یا تلفن داشته باشد. از دستشویی، حمام، کمدها یا مکان‌های کوچک و بن‌بستی که ممکن است در آنها گیر بیفتند و راه فراری نداشته باشند، دوری کنند.
  • بلافاصله به بستگان نزدیک، پلیس 110، اورژانس اجتماعی 123، کلانتری محل و یا افرادی که توان کمک به آنان را دارند، تلفن کنند (اگر تلفن همراه دارند همیشه آن را با خود داشته باشند) یا از همسایه‌ها بخواهند به محض شنیدن سروصدا به کمکشان بشتابند.
  • بستگان و همسایگانی را که فکر می‌کنند هنگام خطر جدی می‌توانند به آن‌ها پناه برند، از قبل شناسایی کنند تا مطمئن باشند در مواقع اضطراری پذیرای آن‌ها خواهند بود.
  • مقداری پول ذخیره کنند تا در صورت نیاز به آن دسترسی داشته باشند.
  • نسخه‌ای از اسناد مهم مثل سند ازدواج را نزد افراد مطمئن نگهداری کنند.
  • اگر صدمه دیدند از مرکز اورژانس درخواست کمک پزشکی کند. اگر می توانند از کبودی‌ها یا صدمات مدرک تهیه کنند (ثبت در پرونده‌ پزشکی، مراجعه به پزشکی قانونی از طریق کلانتری محل که معتبرترین مدرک در دادگاه‌های ایران به حساب می‌آید).

فراموش نکنیم که عمده‌ترین مشکل در کمک به قربانی خشونت، عدم تمایل همسر به دریافت کمک برای حل این مسئله است. خشونت‌کنندگان احتمالاً از برخورد تحقیرآمیز، پلیس، اقدامات قضایی و انگ اجتماعی می‌ترسند. در صورت برخورد با خشونت‌کننده نبایداز کسی جانبداری کنید. ضمناً رازداری در برخورد با مرتکب خشونت هم اهمیت فراوان دارد. هم قربانی و هم مرتکب خشونت باید اطمینان داشته باشند صحبت‌هایشان محرمانه باقی می‌مانَد.

 

منبع:

متن آموزشی پزشک عمومی در طرح پیشگیری از خشونت خانگی در نظام بهداشتی.انستیتو روانپزشکی تهران ـ مرکز تحقیقات بهداشت روان. 1387

 

 

 

 

 

 

 

نمایش بیشتر

‫2 دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا